تبلیغات
پیامک ایران -  LOVE

لطفا در نظر سنجی شرکت کنید

 LOVE

نویسنده :mazgamet khan
تاریخ:سه شنبه 15 اسفند 1391-01:59 ب.ظ


عشق, اگر عشق تو و عاشق اگر من باشم
آنچه هرگز نرسد 
روز جدائی باشد .....!


عشق اگر عشق تو و عاشق اگر من باشم
 آنچه هرگز نرسد 
روز جدائی باشد .....!

@[117707878407133:274:دنیای عشق]



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
Foot Pain
سه شنبه 10 مرداد 1396 07:56 ق.ظ
This website really has all the information and
facts I wanted about this subject and didn't
know who to ask.
شیده
پنجشنبه 17 اسفند 1391 07:17 ب.ظ
عجب تغییرو تحولی!!!!!!!!!!!
باران
پنجشنبه 17 اسفند 1391 10:50 ق.ظ
سلام...من کیه آبجیه شماشدم؟؟؟؟

مریض بودم..نمیتونستم بیام نت..ببخشید!!
پاسخ mazgamet khan : eshkali nadare baran khanoum
امین
چهارشنبه 16 اسفند 1391 09:52 ق.ظ
سلام داداش ببخش دیر اومدم خیلی سرم شلوغ بود
این عکسه خیلی باحاله
چه قدر عشقولانه
پاسخ mazgamet khan : dada eshkali nadare hamin ke oomadi baram ye donyas
ℋαηηαℎ
سه شنبه 15 اسفند 1391 06:27 ب.ظ
سلام
منم اپ کردم
به منم یه سری بزنید
بهار
سه شنبه 15 اسفند 1391 05:30 ب.ظ
Mehdi
سه شنبه 15 اسفند 1391 05:16 ب.ظ
سلام علکم.قشنگ بود داداش.اینجا چقد عوض شده...!!!
hanieh
سه شنبه 15 اسفند 1391 04:43 ب.ظ
اره جون عمش که تو گور داره با مورچه ها میرقصه به این که عشق نمیگن
فرشته
سه شنبه 15 اسفند 1391 04:33 ب.ظ
سلااااااااام داداش سعید جالب بود....
پاسخ mazgamet khan : mc abji joonam
ℋαηηαℎ
سه شنبه 15 اسفند 1391 02:56 ب.ظ
اگر عشقی وجود داشته باشه...
hanieh
سه شنبه 15 اسفند 1391 02:24 ب.ظ
یك خانم و یك آقا كه سوار قطاری به مقصدی خیلی دور شده بودند، بعد از حركت قطارمتوجه شدند كه در این كو په درجه یك؛ كه تختخواب دار هم میباشد ، با هم تنها هستند و هیچ مسافر دیگری وارد كوپه نخواهد شد. ساعتها سفر در سكوت محض گذشت و مرد مشغول مطالعه و زن مشغول بافتنی بافتن بود. شب كه وقت خواب رسید ؛ خانم تخت طبقه بالا و آقا تخت طبقه پایین را اشغال كردند. اما مدتی نگذشته بود كه خانم........ از طبقه بالا، دولا شد و آقا را صدا زد و گفت: ببخشید! میشه یه لطفی در حق من بفرمایید؟ - خواهش میكنم! -من خیلی سردمه. میشه از مهماندار قطار برای من یك پتوی اضافی بگیرید؟ مرد جواب داد: من یه پیشنهاد دارم! زن : چه پیشنهادی؟ مرد: فقط برای همین امشب، تصور كنیم كه زن و شوهر هستیم. زن ریزخندی كرد و با شیطنت گفت: چه اشكال داره ، موافقم! - قبول؟ - قبول! مرد گفت ، خب ، حالا مثل بچه آدم خودت پاشو، برو از مهموندار پتو بگیر. یه لیوان چائی هم برای من بیار. دیگه هم مزاحم من نشو تو روح آدم منحرف
پاسخ mazgamet khan : hehe abji khoub boud
hanieh
سه شنبه 15 اسفند 1391 02:21 ب.ظ
ای پیر خرفت خجاتم نمی کشه ابرو هر چی عشق و عاشقیه یه جا بردش
پاسخ mazgamet khan : abji be in migan eshgh 60 sal mishe baham ezdevaj kardan ama ye zarre ham az eshgheshoon kam nashode
foroogh
سه شنبه 15 اسفند 1391 02:10 ب.ظ
سلام امیر جان چه جمله ی قشنگی ممنون که خبرم کردی



تو را سفید می نویسم که ازدحام تمام رنگ هاست
و عاشقانه می خوانم
عشقی که حاصل جمع تمام عاطفه هاست !
پاسخ mazgamet khan : abji foroogh amir nistam saeedam admin neveshtam esmamo
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo